تبلیغات
اخباردونی - پروین؛ گوهر تاج درخشان ادب

پروین؛ گوهر تاج درخشان ادب

پنجشنبه 25 اسفند 1390 09:41 ب.ظ   نویسنده : ramin h      


به مناسبت صد و پنجمین سالروز تولد اختر چرخ ادب ایران
پروین؛ گوهر تاج درخشان ادب

خبرگزاری فارس: شعر پروین سرشار از اخلاق و حکمت است تا جایی که در وصفش چنین می‌گویند: «پروین گوهر تاج درخشان ادب، در کشور دل شمع فروزان ادب».

خبرگزاری فارس: پروین؛ گوهر تاج درخشان ادب

به گزارش خبرگزاری فارس از قم، «روزی گذشت پادشهی از گذرگهی»، «کبوتر بچه‌ای با شوق پرواز» و... برای ما که حالا دیگر گذرانده‌ایم سومین دهه زندگی‌مان را، یادآور روزهای شیرین دبستان است که با ذوق و شوق این اشعار را می‌خواندیم و گاهی هم به اجبار معلم آن را حفظ می‌کردیم. اما آنچه باعث تفاوت این اشعار با دیگر اشعار و سبب ماندگاری آن در اذهان ما شد نه فقط داستان شیرین و پند آموز آن بود که با همان سن کودکی آن را درک می‌کردیم بلکه نام شاعر این اشعار بود.

زیرا شاعر این اشعار دیگر یک مرد نبود، بلکه نام یک زن در پایان این اشعار خودنمایی می‌کرد؛ «پروین اعتصامی».

در آن زمان پروین اعتصامی برای ما فقط یک نام بود اما کم کم که بزرگ‌تر شدیم بیشتر او را شناختیم و بیشتر به عمق اشعار حکمت‌آموزش نیز آشنا شدیم. اشعاری پر از پند و اندرز که غنیمت شمردن وقت و فرصت‌ها، نصیحت‌های اخلاقی، انتقاد از ظلم و ستم به مظلومان و ضعیفان و ناپایداری دنیا را با زبانی شیوا و گاه در قالب مناظره میان اشیاء، حیوانات و گیاهان بیان می‌کند.

اگرچه دست اجل بیش از 35 سال فرصت زندگی به پروین اعتصامی نداد اما اشعارش همچنان نگینی بر پیشانی ادب ایران می‌درخشد و مبالغه نیست اگر او را بزرگترین شاعره ایران بنامیم.

شعر پروین سرشار از اخلاق و حکمت است تا جایی که مهدیه الهی قمشه‌ای شعر وی را تداوم کلام الهی و کتاب خداوند می‌داند و در وصفش چنین می‌گوید:

پروین گوهر تاج درخشان ادب

در کشور دل شمع فروزان ادب

از «اُدع الی سبیل ربک» همه عمر

بنهاده طعام وحی بر خوان ادب

اگر به تقویم رسمی کشور نگاهی گذرا بیندازیم در میان مناسبت‌های مختلف، 25 اسفند ماه که همزمان با سالروز تولد پروین اعتصامی است، به عنوان روز بزرگداشت این بانوی شعر و ادب فارسی نامگذاری شده است و 25 اسفند ماه امسال برابر است با یک‌صد و پنجمین زادروز تولد پروین اعتصامی و فرصت مناسبی است تا نگاهی کوتاه به زندگی کوتاه اختر چرخ ادب ایران بیندازیم.

پروین اعتصامی در بیست و پنجم اسفند ماه 1285 هجری شمسی در تبریز متولد شد و در کودکی به همراه خانواده به تهران آمد. پدر پروین یوسف اعتصامی معروف به اعتصام الملک از نویسندگان و دانشمندان صاحب شهرت ایران بود که نقش مهمی در زندگی وی داشت.

رشد پروین در خانواده‌ای فرهنگی و اهل مطالعه و زیر نظر پدری فرهیخته سبب شد او نیز از این غافله عقب نماند، به گونه‌ای که در 11 سالگی با دیوان اشعار فردوسی، نظامی، مولوی، ناصر خسرو، منوچهری، انوری و فرخی آشنا بود و از همان کودکی پدرش او را در زمینه وزن شعر و شیوه‌های یادگیری آن کمک می‌کرد.

با یاری پدر، پروین در همان‌ کودکی و در سن هفت هشت سالگی شروع به شعر گفتن کرد و در کنار دست پدر از  دانشمندان و شاعرانی مانند استاد علی اکبر دهخدا، ملک الشعرای بهار و... که از دوستان پدرش بودند، بهره‌های فراوانی برد.

وی در سال ۱۳۰۳ تحصیلاتش را در مدرسه دخترانه آمریکایی در تهران به پایان رساند و سپس مدتی در همان مدرسه به تدریس زبان و ادبیات انگلیسی پرداخت.

پروین پس از ازدواج ناموفق با پسر عموی خود، در سال‌های ۱۳۱۵ و ۱۳۱۶ به عنوان مدیر کتابخانهٔ دانشسرای عالی مشغول به کار شد.

نخستین دفتر شعر پروین با پیش درآمد ملک الشعرای بهار در تهران انتشار یافت و خیلی زود پروین به عنوان برجسته‌ترین شاعر زن آن دوران شناخته شد.

درباره شخصیت پروین نقل شده است: «پروین، پاک طینت، پاک عقیده، پاکدامن، خوش خو و خوش رفتار، نسبت به دوستان خود مهربان، در مقام دوستی فروتن و در راه حقیقت و محبت پایدار بود. کمتر حرف می‌زد و بیشتر فکر می‌کرد، در معاشرت، سادگی و متانت را از دست نمی‌داد. هیچ وقت از فضایل ادبی و اخلاقی خودش سخن نمی‌گفت».

اگر کسی با اشعار پروین کمی آشنایی داشته باشد می‌تواند به راحتی شخصیت اخلاقی او را ترسیم کند.

ملک‌الشعرای بهار نیز در مورد اشعار او می‌گوید: پروین در قصاید خود پس از بیانات حکیمانه و عارفانه روح انسان را به سوی سعی و عمل امید، حیات، اغتنام وقت، کسب کمال، همت، اقدام نیکبختی و فضیلت سوق می‌دهد.

همچنین نقل است وزارت فرهنگ در سال 1315 مدال درجه سه لیاقت را به پروین اعتصامی اهدا کرد، ولی او این مدال را قبول نکرد. حتی پیشنهاد رضا خان را که از او برای ورود به دربار و تدریس به ملکه و ولیعهد وقت دعوت کرده بود، نپذیرفت.

پروین به علت بیماری پدر دست از کار در کتابخانه دانشسرای عالی کشید اما یک سال پس از آن، مرگ پدر ضربه سنگینی به روح شاعرانه پروین وارد کرد.

پروین در سوم فروردین 1320 به علت بیماری حصبه بستری شد و سرانجام نیمه شب شانزدهم همان ماه پس از تحمل درد و رنج فراوان چشم از جهان فروبست و در آرامگاه خانوادگی‌اش در شهر قم و کنار مزار پدرش در جوار بارگاه حضرت معصومه (س) در آغوش خاک آرمید.

قطعه شعری از او با طلیعه «اینکه سنگ سیهش بالین است، اختر چرخ ادب پروین است» بر روی سنگ خبرش حک شده است.

دیوان پروین شامل ۲۴۸ قطعه شعر است که از آن میان ۶۵ قطعه به صورت مناظره است. اشعار پروین اعتصامی بیشتر در قالب قطعات ادبی است که مضامین اجتماعی را با دیدهٔ انتقادی به تصویر کشیده‌است.

هر چند پروین اعتصامی در عمر نسبتا کوتاه خود به قول خودش «جز تلخی از ایام ندید» اما به حق می‌توان گفت «هرچه خواهی سخنش شیرین است»‌ به گونه‌ای که او در همین فرصت کوتاه به شهرتی فراگیر دست یافت و به شاعره نامی در آسمان ادب ایران تبدیل شد و امروز که حدود 70 سال از درگذشت اختر چرخ ادب این سرزمین می‌گذرد آنان که شعر پروین را می‌خوانند زبان به تمجیدش می‌گشایند و ابیات زیادی از اشعارش بر زبان عام و خاص می‌چرخد.

شعر «بلبل و مور» از جمله اشعار پندآموز و عبرت آموز پروین اعتصامی است که در قالب مناظره سروده شده است و خاطرات دوران دبستان را برای بسیاری زنده می‌کند؛

بلبلی از جلوه گل بیقرار

گشت طربناک به فصل بهار

در  چمن آمد غزلی نغز خواند

رقص کنان بال و پری برفشاند

پهلوی جانان چو بیفکند رخت

مورچه‌ای دید به پای درخت

خنده کنان گفت که ای بی‌خبر

مور ندیدم چو تو کوته نظر

روز نشاط است گه کار نیست

وقت غم و توشه انبار نیست

مور بدو گفت بدین سان جواب

غافلی ای عاشق بی‌صبر و تاب

روز  تو یک روز به پایان رسد

نوبت سرمای زمستان رسد

همچو من ای دوست سرایی  بساز

جایگه توش و نوایی بساز

تو به سخن تکیه کنی من به کار

ما هنر اندوخته‌ایم و تو عار

گل دو سه روزی است تو را میهمان

می‌بردش فتنه باد خزان

چون که مهی چند بدین سان گذشت

گشت خریف و گه جولان گذشت

چهر چمن زرد شد از تندباد

برگ زگل، غنچه ز گلشن فتاد

دید که هنگام زمستان شده

موسم هشیاری مستان شده

خرمنش از برق هوا سوخته

دانه و آذوقه نیندوخته

اندهش از دیده و دل نور برد

دست طلب نزد همان مور برد

گفت که در خانه مرا سور نیست

ریزه خور مور به جز مور نیست

رو که در خانه خود بسته‌ایم

نیست گه کار و بسی خسته‌ایم

دانه و قوتی که در انبان ماست

توشه سرمای زمستان ماست

=============

گزارش: مهدی جعفری

============

انتهای پیام/و۱۰


آخرین ویرایش: - -
دیدگاه ها ()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

درباره وبلاگ


  • اخبار و خبرنامه

نویسندگان

  • ramin h(1025)